السيد محمد حسين الطهراني
21
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)
مجرّد مىگردد . و اين فقط بواسطهء حركت جوهريّه است كه جوهر سلالهء گل حركت نموده و به نطفه رسيده است . و نطفه در جوهر خود حركت كرده ، علقه شده است . و باز علقه در جوهرش حركت كرده و مضغه گرديده است . و مضغه در جوهرش حركت كرده و استخوان شده است . و همان استخوانى كه لباس گوشت در بر كرده است ، در ذات و جوهر خود حركت كرده و نفس ناطقه و جان و روان آدمى گرديده است . در تمام اين مراحل حركت جوهر در مادّه بوده است ، و اينك مادّه حركت كرده و به مرحلهء تجرّد و روان در مىآيد . صدر المتألّهين شيرازى ، اين فيلسوف و نابغهاى كه از چهارصد سال پيش تا به حال فلسفهء اسلام و قرآن را پاسدارى كرده است ، و صدر نشينان خرد و انديشه را به زير نگين خود فرا خوانده است ؛ با استمداد و استعانت از اين بحر عميق قرآن ، نظير همين آيه مورد بحث بود كه توانست فلسفهء مشّاء و يونان را درهم بريزد ، و خود از پيش خود چنين فلسفهاى را بر اساس تعقّل و اشراق و شرع انور اقدس ابداع و اختراع نمايد . او در « اسفار » متعاليهء خود اثبات كرده است كه : النّفس جسمانيّة الحدوث و روحانيّة البقاء . « نفس در ابتداى حدوث و خلقتش جسم است ، امّا در بقا و امتداد وجوديش روحانى مىشود . » و بر همين نهج حكيم بزرگوار ، شاگرد بارز و انديشمند مكتب صدر المتألّهين گويد : النّفس فى الحدوث جسمانيّة * و فى البقا تكون روحانيّة و بر همين اساس عطّار گفته است :